بنام خدا
تاریخچه و مطالعات اقلیمی تبریز
شهر تبريز مركز استان آذربايجانشرقي در قسمت شمالغربي كشور ايران واقع است يكي از قديميترين و مهمترين شهرهاي ايران ميباشد.
اين شهر در موقعيت38درجه و8 دقيقه عرض شمالي و46 درجه و15 دقيقه طول شرقي درگوشه شمال شرقي دشتي به وسعت30 كيلومترمربع، به ارتفاع تقريبي1350متر از سطح دريا قرار گرفته است.
شهر تبريز از شمال به شهرستان مرند و اهر و از جنوب به شهرستان مراغه و هشترود از مشرق به شهرستان سراب و ميانه و از مغرب به درياچه اروميه محدود است. مينو رسكي در رابطه با موقعيت جغرافيايي تبريز مينويسد: تبريز در گوشه شرقي جلگه رسوبي همواري واقع شده است كه مساحتش تقريباً 30 كیلومتر مربع ميباشد اين جلگه شيب ملايمي به سوي ساحل شمالشرقي درياچه اروميه دارد و بوسيله چند رودخانه آبياري ميشود كه مهمترين آنها آجيچاي است كه از سمت جنوبغربي كوه(سبلان) سرچشمه ميگيرد و پس از عبور از محازات قراجهداغ يعني حد شمالي تبريز، وارد جلگه شده از شمال شهر ميگذرد مهران رود كه در وسط شهر جاري است از سمت چپ به تلخهرود ملحق ميشود شهر تبريز از ناحيه شمالشرقي به كوه عينعلي و زينعلي(زيارتگاه عونبيعلي و زيدبنعلي) كه ارتفاع1800متر و به مثابه رشته است كه سلسله جبال قراجهداغ كه در شمال و شمالشرقي واقع شده و به دامنه كوههاي سهند كه مرتفعترين قللش در حدود3547 متر ميباشد متصل است و از طرف شمال به كوه بهلول و باباغي بين كوه بهلول و سرخاب واقع شده و از طرف مشروع به كوه كم ارتفاع ساري داغ (زردكوه) متصل است.
به همين دليل اين شهر به سمت مغرب گسترش يافته است از علل ديگر گسترش تبريز به سمت غرب دسترسي به آب آسانتر وجود رودخانه مهران رود و وجود خاك حاصلخيز و وجود راهآهن سراسري ايران، راهآهن تبريز جلفا و تبريز تهران ميباشد.وجود كارخانهها و تراكتورسازي و پتروشيمي و پالايشگاه به طور كلي شهر صنعتي تبريز به طرف غرب گسترش يافته است. بادهاي تبريزي را تحت تاثير قرار ميدهند.
بادهاي جهات شرق، شمالشرقي، غرب، جنوب غربي به ترتيب مهمترين جهات وزش باد شهرتبريزيند و از بيشترين مقدار وزش ساليانه برخوردارند وزش بادهاي شرق و شمالشرقي آلودگي هوا در غرب تبريز بيشتر بوده و كمترين آلودگي هوا در شرق تبريز كه در مسير بادهاي سهند و سرد شمال است ميباشد.
شاردن در مورد آب و هواي تبريز مينويسد هواي تبريز سرد و خشك است، سخت نيكو بسيار سالم است به طوريكه در اين محيط به هيج وجه براي پيدايش و تكوين هيچگونه خوي و خلق بد زمينهاي وجود ندارد. سرما مدت مديدي دوام دارد چون شهر رو به شمال است قلل جبال آن سهند طي نه ماه از سال برف مشاهده ميشود تقريباً همه روزه صبحگاهان و شامگاهان باد ميوزد اغلب اوقات سال به استثناي تابستان باران ميبارد. و در تمام فصول در آسمان ابر مشاهده ميشود و حيات مردم قرين لذت و معاش بسيار است. و اين گونه تاكيد ميكنند كه شصت قسم انگور در اطراف تبريز بار ميآيد. در ايران به هيجوجه نقطهاي وجود ندارد كه در آن بتوان دلپذيرتر و ارزانتر از تبريز زندگي كرد.
نظريههاي جالبي در رابطه با وجه تسميه شهر تبريز ارائه شده نام اين شهر در زبان مغولي«تيوريس» در زبان دري تيوريز و دهقانان «تابريز» و در زبان فارسي «تبريز» ميگويند يعني تب را ميريزد. حقيقتاً يك نفر مريض تبدار اگر به اين شهر وارد شود از آب گوارا و هواي لطيف اين شهر استشمام كند از تب خلاص ميشود. مؤسسه اين شهرهارونالرشيد خليفه عباسي است زبيده خاتون زن هارونالرشيد آب و هواي اين شهر را پسنديده اين خاك پاك عبيرآميز حمل سرور و خوشگذراني كرده بود مبلغ زيادي خرج كرده كه به بناي اين شهر اقدام كند براي نام اين شهر علماي فارسي دولت عباسي تبريز گفتند.
تاريخ تبريز
در مورد تاريخ اين شهر از زمان مادها تا دوره ساسانيان اطلاعات روشني وجود ندارد و تنها در منابع متعلق با دوره ساساني به اين شهر اشاره شده است. به عقيده هرتسفلد به علت نزديك بودن اسكو به تبريز، شهر تاروئي به احتمال زياد همان شهر امروزي تبريز بوده است. با توجه با اينكه مادها بيشتر در اجتماعات كوچكي بنام ده دژ زندگي ميكردند اعتقاد بر اين است كه تبريز يكي از اين دژها بوده است. و وجود شهري با دو قلعه تو در تو بيشتر اين نظريه را تقويت مينمايد. عقيده دوم در رابطه با شكلگيري شهر تبريز، مربوط به نظريهاي است كه بناي شهر را به پادشاه ارمني بنام خسرو در سال253ميلادي نسبت ميدهد.«داستان از اين قرار بوده كه پادشاه ارمني به نام خسرو بااردوان، پادشاه ايراني داراي ارتباط نزديك بوده است در سال243ميلادي اردشير وزير اردوان در يك توطئه، پادشاه را ميكشد و سلسله ساسانيان را بنا مينهد. زماني كه خسرو از اين خبر مطلع ميشود درصدد انتقام از اردشير برميآيد و سرانجام پس از10سال جنگ اردشير را شكست ميدهد و در محلي كه وي جنگ را برده بود دستور ساخت شهري را ميدهد به نام دايورج كه پس از گذشت زمان اين اسم به تاورز در نهايت تبريز تبديل ميگردد.
نكته بسيار مهم در مورد شهر تبريز اينست كه از قرن سوم تا قرن نهم ميلادي ظاهراً اسمي از اين شهر در منابع تاريخي برده نشده است و تا بحال نيز تحقيق و تلاش براي يافتن نامي از تبريز در متون آن دوره بينتيجه بوده است. يكي از دلايلي كه براي از بين رفتن اين شهر در دوره باستان ميتواند وجود داشته باشد همانا زلزله است زيرا در مطالعات تاريخي زلزلهنگاري نشانگر آنست كه تبريز جزء مناطق زلزلهخيز ايران بشمار ميرود. زمينلرزههاي مخرب تبريز كه در بعضي از موارد شهر را به كلي ويران كرده است، به احتمال قريب به يقين در مدت ششصد سال(قرن سوم تا قرن نهم ميلادي) ميتواند زلزلهاي وحشتناك شهر را در كام خود فرو برده باشد.
نظريه ديگر در رابطه با از بين رفتن شهر ميتواند وجود جنگ باشد، چراكه تبريز هميشه در طول ادوار تاريخي خود درگير جنگهاي فراوان بوده است.
و بعد از ظهور اسلام در گستره وسيع حكومت اسلامي به«قبلهالاسلام» مشهور ميشود سپس در مسير جاده ابريشم شرق را با غرب پيوند ميدهد و رونق واقتصادش به بنيان بازارها و كاروانسراها ميانجامد كه به عظيمترين بازار مسقف و به هم پيوسته دنيا شهره ميگردد.
تاورنيه فرانسوي نيز در اين رابطه مينويسد در شهر تبريز بواسطه تجارت بزرگ يكي از معروفترين شهرهاي آسياست با عثماني و اعراب و گرجيها و منگرليها و ايران و هندوستان و دولت مسكو و تاتارها دائماً تجارات دارد و بازارهاي آن تمام سرپوشيده است هميشه پر است از امتعهنفيس.
چون قراجهداغ منطقه كوهستاني است و كوه بزرگ سهند تمام فاصله بين تبريز و مراغه را اشغال كرده لذا تبريز يگانه راه مناسب براي مواصلات بين شرق(امتداد: آستارا، اردبيل، تبريز، تهران، قزوين، ميانه، تبريز) و غرب(امتداد: ترابوزان، ارزوم، خوي، تبريز) شمال: امتداد: تفليس، ايروان صفا، مرند، تبريز) ميباشد بالاخره دامنه كوههاي سهند معبد بسيار باريكي به كرانه شرقي و درياچه اروميه ايجاد كرده لذا راه مراصلات بين شمال(ماورقفقاز، قراجهداغ) و جنوب(مراغه، كردستان) بايد از تبريز بگذرد.
در تبريز بزرگترين دانشگاه آن عصر، «ربعرشيدي» موقعيت علمي و فرهنگي تبريز را به جهانيان مينمايند. تبريز را شهر اولينها ميناميدند. چنانچه اولين مدرسه به سبك جديد اولين چاپخانه و كتابخانه و اولين روزنامه و سالن نمايش(تئاتر) در اين شهر بنا شده است. تبريز بيش از شهرهاي ديگر ايران زمين داراي سابقه مدنيت ميباشد به طوريكه نخستين انجمن شهر (شوراي شهر) در اين شهر تأسيس شده است. تبريز داراي آثار و ابينه تاريخي متعددي است كه هر يك بيانگر سير تاريخي فرهنگي اين ديار است. تبريز يكي از هفت شهر بزرگ تاريخي و فرهنگي كشور است توسعه صنايع در اين منطقه در سال1350 پايهگذاري شده است توليدات عمده صنعتي در اين منطقه عبارت است: مواد غذايي، مواد شيميايي داروئي، فولاد، ماشينآلات سبك، سنگين، تراكتور ماشين آلات نساجي، فرش و...
فصل دوم : مطالعات اقليمي
1-2- آب و هوا و اقليم
از نظر تقسيمات اقليمي ، افليم ايران به چهار گروه تقسيم ميشود: الف) اقليم معتدل و مرطوب (سواحل درياي خزر) اقليم سرد(كوهستانهاي غربي) ، اقليم گرم و خشك(فلات مركزي) و اقليم گرم(سواحل جنوبي ايران) تقسيم شده است، كه منطقه تبريز در گروه اقليم سرد قرار ميگيرد.
خصوصيات عمومي اين اقليم(اقليم سرد) به قرار زير است:
كوهستانهاي غربي كه دامنههاي غربي رشتهكوههاي مركزي ايران را شامل ميشوند با توجه به اين كه در اين منطقه متوسط حداقل دماي هوا در سردترين ماه كمتر از 3- درجه سانتيگراد است، جزو مناطق سردسير محسوب ميشوند.
سلسله كوههاي غربي چون سدي مانع نفوذ هواي مرطوب مديترانه به داخل فلات ايران شده و رطوبت هوا را در دامنههاي خود نگه ميدارند از ويژگيهاي اين اقليم گرماي شديد درهها در تابستان و اعتدال آنها در فصل زمستان است. مقدا و شدت تابش آفتاب در تابستان اين منطقه زياد و در زمستان بسيار كم است.
زمستانهاي طولاني ، سرد و سخت بوده و چندين ماه از سال زمين پوشيده از يخ است. در سراسر اين منطقه از آذربايجان تا فارس زمستانها به شدت سرد بوده و سرما از اوايل آذر ماه شروع شده و كم و بيش تا اواخر فروردين ماه ادامه مييابد. مقدار بارندگي در تابستان كم و در زمستان زياد و اكثراً به صورت برف است. برفهاي پياپي اكثر قلل را پوشانده و در ارتفاعات بيش از 3000متر همواره برف دائمي وجود دارد . بطور كلي در اين منطقه، بهاري كوتاه، زمستان و تابستان را از هم جدا ميسازد. شهرهاي تبريز، اروميه، سنندج و همدان در اين اقليم قرار دارند.
2-2- حرارت:
جلگه تبريز قلمرويي مرتفع و كوهستاني با آب و هواي سرد و خشك است كه از زمستانهاي طولاني و سرد و تابستانهاي كوتاه و معتدل برخوردار است. موقعيت توپوگرافي بستر طبيعي شهر تبريز و استقرار آن در دره وسيعي كه از تمامي جهات به جزء غرب و شمالغربي به شيبهاي تند و كوههاي پيرامون محدود شده است، موجب گرديده تا اين شهر علاوه بر تبعيت از خصوصيات اقليمي ناشي از موقعيت طبيعي جلگه تبريز، تا حدودي تابع كيفيت خاص موقعيت بستر شهر نيز باشد. معدل ده ساله(85-1976) درجه حرارت هواي شهر تبريز نشان ميدهد كه مدت سرما در تبريز بسيار طولاني است و حدود 5 ماه (آبان تا اسفند) از سال را دربر ميگيرد. سرما از ماه نوامبر (آبان) شروع ميشود، در ماههاي دسامبر، ژانويه و فوريه (آذر، دي، بهمن) بويژه ماه ژانويه(دي) شدت مييابد و تا اواخر ماه مارس(اسفند) ادامه پيدا ميكند. معدل ده ساله تعداد روزهاي يخبندان در ماههاي فوق به ترتيب برابر 9، 24، 29، 23، 13 روز و معدل ده ساله متوسط حرارت ميزان رطوبت نسبي در ساعت6:30 صبح در مدت ده سال فوق از حداقل8/44 درصد در ماه اوت(مرداد) تا حداكثر3/79 درصد در ماه دسامبر (آذر) و معدل شش ساله ميزان رطوبت نسبي در ساعت12:30 ظهر از حداقل 5/20درصد سپتامبر (شهريور) تا حداكثر7/64درصد در ماه ژانويه(دي) در نوسان بوده است.
تغييرات شش ساله متوسط ميزان رطوبت در ماههاي مختلف سال كه ناشي از نوسانات شدت تغيير در طول سال است، نشانگر آن است كه ميزان رطوبت نسبي شهر تبريز با سرد شدن هوا و كاهش شدت تبخير از ماه اكتبر(مهر) افزايش مييابد و متوسط روزانه آن در ماه ژوئيه(خرداد) كاهش پيدا ميكند. و متوسط روزانه آن در ماه اوت (مرداد) به حداكثر 1/34 ميرسد. ميزان حداكثر و حداقل رطوبت نسبي در ساعت6:30 صبح در طي شش سال خود به ترتيب برابر 86 درصد (ژانويه1981) و 21درصد(اوت1976) ميزان حداكثر و حداقل رطوبت نسبي در ساعت 12:30 در طي شش سال به ترتيب برابر 71 درصد(ژانويه1981و15) درصد(دسامبر1979) بوده است.
3-2- بارش
موقعيت طبيعي دره تبريز و كوههاي مرتفعي كه اين دره را در ميان گرفتهاند و جبهه هواي سرد كه همه ساله از شمال غربي آذربايجان در جلگه تبريز جريان مييابد تأثيرات مشخص در ميزان بارندگي اين جلگه به جاي ميگذارد . اين جبهه هواي سرد بارانزاترين جبهه هوايي است كه وارد اين منطقه ميشود، در فصل زمستان از مركز فشار زياد اروپا به طرف جنوب شرقي به حركت درميآيد. حين عبور از روي مناطق مديترانه و درياي سياه كه داراي فشار كم هستند ، مقدار زيادي رطوبت با خود به اين منطقه ميآورد و كوههاي مرتفع آذربايجان كه بر همه عوارض كوهستاني ايران مقدم هستند، اين رطوبت را جذب مينمايد و به صورت باران در مناطق پست به صورت برف در قسمتهاي مرتفع جاري ميسازد . بارندگي در تبريز كه معمولاً از ماه مهر در حد متعادلي شروع ميشود از ماه اسفند شدت ميگيرد و در ماههاي فروردين و ارديبهشت به حداكثر ميزان خود ميرسد. در مجموع ماههاي اسفند تا ارديبهشت دوره پرباران جلگه تبريز است.پس از اين دوره ميزان بارندگي ده ساله شهر تبريز به حسب ماههاي مختلف سال نشان ميدهد كه ماههاي فروردين و ارديبهشت به ترتيب ميانگين ميزان بارندگي7/50و7/53 ميليمتر، پربارانترين ماههاي سال و ماههاي تير و مرداد به ترتيب با ميانگين ميزان بارندگي 31/1و1/78 ميليمتر كم بارانترين ماههاي اخير شهر تبريز بودهاند.
4-2- وزش باد
بررسي جريان وزش باد به لحاظ جهات جغرافيايي، سرعت و تعداد و درصد دفعات وزش در شهر تبريز در طي ده سال نامبرده شده نشان ميدهد كه بادهاي محلي با شدت و ضعف از تمامي جهات به اين شهر ميوزند و از ميان آنها بادهاي سمت شرق و پس از آن از سمت شمال شرقي است و اين دو جهت جهات اصلي جريان هواي شهر را تشكيل ميدهند بادهاي سمت جنوب غربي و غرب در مرحله بعدي قرار دارند. اين بادها از مقاومت كمتري برخوردار بوده و به لحاظ مقدار وزش در حد متوسطي هستند و بادهاي سمت شمال، جنوب، جنوب شرقي و شمال شرقي داراي مقدار وزش بسيار پاييني بوده و از اهميت چنداني برخوردار نيستند. نتايجي كه از بررسي جريان هوا در ده سال اخير حاصل آمده است، نشان ميدهد كه جهات شرق، شمالشرقي، جنوب غربي و غرب به ترتيب مهمترين جهات وزش باد شهر تبريز را تشكيل ميدهند و از بيشترين مقدار وزش ساليانه برخوردار هستند. از ميان اين چهار سمت مهم وزش باد كه در جهت متقابل با يكديگر جريان دارند، بادهايي كه از سمت شرق و شمالشرقي ميوزند از مقدار وزش ساليانه بسيار بالايي (به ترتيب معادل182گره درصد و168گره درصد ) برخوردار بوده و به لحاظ مقدار وزش باد در مقايسه با بادهايي كه از سمت جنوب غربي و غرب ميوزند، فاصله زيادي دارند(مقدار وزش ساليانه بادهايي كه از اين دو سمت ميوزند به ترتيب معادل120گره درصد و90 درصد است) بادهاي شرقي و شمالشرقي جريان هواي مداومي است كه با مقدار وزش قابل ملاحظهاي در تمام طول سال ، در جلگه تبريز ميوزد. غلبه كامل پيدا ميكند. ضمن آنكه باد شرقي در فصل پاييز و باد شمال شرقي در فصل زمستان نيز بر بادهايي كه از جهات ديگر ميوزند غلبه دارند. اين دو جريان هوا فقط در فصل بهار با مقدار وزش نسبتاً بالا و فاصله بسيار كم با مقدار وزش جريان بادي كه از جنوب غربي ميوزد، مغلوب باد جنوب غرب ميشوند. در مجموع نتايج اين بررسي گوياي آن است كه جريان هوايي كه از نواحي سيبري و اسكانديناوي برميخيزد و از سمت شرقي و شمالشرقي بر جلگه تبريز ميوزد، جريان هواي غالب شهر تبريز است كه بيشترين مقدار وزش ساليانه را از سمت شرق داراست .
5-2- فشار هوا
فشار هوا در تبريز در سالهاي مختلف و ماههاي مختلف سال تقريباً يكنواخت بوده و با نوسانات قابل ملاحظهاي روبرو نبوده است. متوسط فشار هوا در طي شش سال1976 تا1981 نشان ميدهد كه حداكثر متوسط فشار هوا برابر5/864 ميليبار در سال1977 و حداقل متوسط فشار هوا برابر 5/792 ميليبار در سال1979 بوده است.
6-2- تابش نور خورشيد
عامل تعيين كننده تابش نور خورشيد عرض جغرافيايي است. تبريز با قرار داشتن در عرض جغرافياي37 درجه وضعيت كلي زواياي تابش اين عرض را دارد. زاويه سمت (آزيموت) نيز براي طلوع آفتاب از حدود12درجه در ماه دي(8:30صبح) تا70 درجه در تير ماه (ساعت6 صبح) متغير است. اين ارقام براي غروب آفتاب به ترتيب برابر236 درجه(حدود4:30 بعد از ظهر) و290درجه (حدود6بعد از ظهر ) ميباشد. ميزان انرژي خورشيدي تابيده شده بر سطوح عمودي در مواقع مختلف سال و در حوادث گوناگون براي دماي مؤثر22درجه سلسيوس بعنوان مرز نياز به سايه نشان ميدهد كه بيشترين مقدار انرژي تابيده شده در مواقع سرد و كمترين در مواقع گرم در جهت جنوب شرقي است. علاوه بر اين ميزان ساعات آفتابي براي بررسي آثار و عوامل اقليمي بر ساخت و سازها اهميت دارد. حداكثر ساعات آفتابي مربوط به تير،357ساعت و حداقل آن در دي ماه117 ساعت ميباشد.
|
+| نوشته شده توسط
آيتك آذرنژاد در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387
|